خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای باد بر سلام ز ما آن درخت رابرگی بیار بلبل شوریده بخت را
۲
عاشق کسی بود که چو محمود پاکبازخاک ره ایاز کند تاج و تخت را
۳
روزی ز گریهام دل تو نرمتر شودقطرات آب رخنه کند سنگ سخت را
۴
قد تو دید دیده و بر خاک رخ نهادهندو شنیدهای که پرستد درخت را
صفحهٔ ۱ از ۲