خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عذر روشن عشق را رویت بس استبند راه عاشقان مویت بس است
۲
تهمت تیر و کمان بر خود مبندعالمی را چشم و ابرویت بس است
۳
از غمت پهلو نهادم بر زمیناینقدر ما را ز پهلویت بس است
۴
یوسف عهدی و من یعقوب وقتروشنی چشم من بویت بس است
صفحهٔ ۱ از ۲