شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می، کُمیتِ بادپایِ تند و تیز و سرکش استماه، نعلِ تیزرو مانند آب و آتش است
۲
خالِ رز را گر نه از خون سیاووش است آبباده مرد افکن چرا گردید، گویی سرکش است
۳
روز و شب بی جام می‌دارم خمار و درد سرای خوشا رندی که او با شاهد و می سرخوش است
۴
من دمادم میخورم خون دل از دست قدحزانکه او لب بر لب نوشین بتان مهوش است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth