خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۱۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سنبل تازهٔ تو بر گل سیراب خوش استنرگس مست تو در گوشهٔ محراب خوش است
۲
حاجت شمع معنبر پیش رختمفلسان را وطن از پرتو مهتاب خوش است
۳
نقش بالای تو در دیدهٔ من هست مقیممنزل سرو سهی بر طرف آب خوش است
۴
چشم پر فتنهٔ مستت که بلائیست سیاهیک زمان گو مشو آگاه که در خواب خوش است
صفحهٔ ۱ از ۲