خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۱۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما چنین بیدل و دلبر نتوانیم نشستنیز بی آن مه انور نتوانیم نشست
۲
به از آن نیست که چون سبزه به پایش افتیمگر بدان سرو سمنبر نتوانیم نشست
۳
بی سر و پای چو گوئیایم درین ره غلطانبه سر دوست که بی سر نتوانیم نشست
۴
میدوم سایه صفت در پی تو ای خورشیدکه جدا از تو مکدر نتوانیم نشست
صفحهٔ ۱ از ۲