شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۱۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر امید نهم بر زمین حضرت دوستبه بوی آنکه مشرف شوم به صحبت دوست
۲
نعیم هر دو جهان داده‌ام بهای غمشکدام دولت شاهی رسد به دولت دوست
۳
اگر چو شمع ببرند دشمنان سر منبه دوست که نتابم سر از مَحبت دوست
۴
شکایت از غم دوران کمال بی ادبیستچو روزگار مطیع است بر ارادت دوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth