خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۱۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمعوار از سر گذشتم بشنو از من سرگذشتآتشم سر تا به پا بگرفت و آب از سر گذشت
۲
رفت دل چون مُهر لعل او به جان پنهان نداشتعین لطف است آنکه رنگ باده از ساغر گذشت
۳
با فراغ بال پروانه وصال شمع راآن زمان یابد که مردانه ز بال و پر گذشت
۴
از حدیث آتشین من دل کاغذ بسوختدود آهم چون به نوک خامه بر دفتر گذشت
صفحهٔ ۱ از ۲