خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۱۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون صبا در کوی تو آشفته بر خواهم گذشتبر درت بیمار خواهم رفت و درخواهم گذشت
۲
خاک ره خواهم شدن تا دهر بر بادم دهدبر سر کوی شما زین رهگذر خواهم گذشت
۳
شب همه شب سوختم چون شمع، هان ای باد صبحبر سرم بگذر که بر بویت ز سر خواهم گذشت
۴
ز آتش دوزخ چه میپرسی خبر از من که منبر صراط عشق مست و بیخبر خواهم گذشت
صفحهٔ ۱ از ۲