شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۱۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا دلی دارم من از دلدار نتوانم گذشتبگذرم از جان ولی از یار نتوانم گذشت
۲
هر سرِ موئی حجاب راه من گردد ولیاز سرِ موئی قلندوار نتوانم گذشت
۳
بگذرم آسان من از هر در که باشد در جهاناز درش آسان اگر دشوار نتوانم گذشت
۴
مُنکرم من زاهد زرّاق ازرق‌پوش رامی‌کنم اقرار کز انکار نتوانم گذشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth