شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۱۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من عاشقم که کعبه نمی‌دانم از کنشتپروانه را در آتش دوزخ بود بهشت
۲
زاهد تو در حمایت کردار خویش باشنشنیده‌ای که گل درود هر که خار کشت
۳
عزت نگاهدار که یک‌رنگ وحدتیمدر کثرتست این همه تلوین خوب و زشت
۴
بی جنبش قلمْ قدم ما نمی‌رودما را چه جرم گر قلمْ خط خطا نوشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth