خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۱۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
انوار وجه توست که ارض و سما گرفتکلِ وجودْ جودِ وجودِ شما گرفت
۲
در نور مهر ذرهٔ سرگشته محو شدلاهوتیئی ز های و هویات هوا گرفت
۳
بلبل خروش دارد و پروانه سوز دلاین برگ خود ندارد و آن خود نوا گرفت
۴
از زلفِ مُشکِ رنگِ تو میجست باد صبحبرخاست بوی و دامن باد صبا گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳