خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۱۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من اوفتاده و انفاس روح پرور بادچو باد بر تو گذر میکند حرامش باد
۲
شب فراق و غریبی و عشق و تنهائیچه شد که بر من بیچاره هر چهار افتاد
۳
سرشک دیدهٔ من همچو آب میخواندکه سالها تو نیاری به نامه از من یاد
۴
غلام عشق تو از هر دو کون آزاد استکسی ز مادر فطرت چنین نزاد آزاد
صفحهٔ ۱ از ۲