شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۱۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا عکس تو از روزنهٔ‌ دیده در افتاددر خانهٔ دل پرتو شمس و قمر افتاد
۲
بسیار در آویخت صبا با سر زلفتمی‌خواست که بیرون جهد از دام در افتاد
۳
در راه خطرناک تو گر در دل عاشقجان را خطری هست به جان در خطر افتاد
۴
یک ره گذر افتاد مرا بر سر کویتاین کار که افتاد از آن رهگذر افتاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth