شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۱۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تمتع از وصال زلف مشکینت صبا داردکه در کویت هوائی گشت و زلفت را هوا دارد
۲
تماشا را خوشست ای گل ز چشمم گوشهٔ آبیاگر سرو سرافراز تو میلی سوی ما دارد
۳
سر زلف تو رفت از سرکشی بر باد و از فتنههنوز آن هندوی سرگشته تا در سر چه‌ها دارد
۴
تو در یاری نمی‌یاری که با یاران وفا داریوفاداری همین باید که با یاران وفا دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth