خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۱۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چه سودا سر گیسوی تو در سر داردکز سر دوش تو سر هیچ نمی بردارد
۲
در ازل قامت تو در دل ما بود مقیمزان سبب صورت دل شکل صنوبر دارد
۳
سرم از خاک درت باد پراکنده چو گردگر جز این در به دو گیتی در دیگر دارد
۴
حبذا مقدم میمون صبا در شب هجرمجلس ما ز نسیم تو معطر دارد
صفحهٔ ۱ از ۲