خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۱۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با پرتو رخسار تو مه تاب نداردبا لطف بناگوش تو گل آب ندارد
۲
شیرینی شهد تو ز شکر نتوان یافتطعم لب شیرین تو عناب ندارد
۳
آن پیر که در صومعهها گوشه نشین استجز گوشهٔ ابروی تو محراب ندارد
۴
وان رند که در میکدهها باده پرست استجز بادهٔ لعل تو می ناب ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲