شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۲۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لاله از آتش سودای تو داغی داردغنچه از بوی خوشت تازه دماغی دارد
۲
گلشن چشم من از خون جگر گلزارستقامت سرو تو گر میل به باغی دارد
۳
راه دل گر چو شب زلف تو باشد تاریکشمع روی تو دلیلست و چراغی دارد
۴
زلف مشکین تو زاغ است و دو چشمت با زاغچون کمان گوشهٔ ابروی تو زاغی دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth