خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۲۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلف مشکین تو زنجیر بلائی داردبسته بر هر سر موئی سر و پائی دارد
۲
دوست آن نیست که تابد سر پیمان از دوستدوست آن است که با دوست وفائی دارد
۳
بینوائی ز غم ار ناله کند باکی نیستناله از بهر چه کند نی، چو نوائی دارد
۴
چنگ را کرد غم عشق رگ از پوست برونبنوازش که وی این درد ز جائی دارد
صفحهٔ ۱ از ۳