شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۲۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سیل خون جگرم از سر ما می‌گذردبر من خسته چه گویم که چه‌ها می‌گذرد
۲
باد کو راه گذر بر سر کویت داردخبرش نیست که بر دام بلا می‌گذرد
۳
ای طبیب من شوریده، دلِ ریش مراچاره‌ای ساز که کارش ز دوا می‌گذرد
۴
رفت عمرم به هوای رخت ای عمر عزیزآه از این عمر که بر باد هوا می‌گذرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth