شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۲۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر چارهٔ‌ تقدیر به تدبیر توان کردقید دل دیوانه به زنجیر توان کرد
۲
گویند به تقریر رسان حال و در این حالحال دل سرگشته نه تقریر توان کرد
۳
هر خواب پریشان که شب هجر تو دیدمآن را به سر زلف تو تعبیر توان کرد
۴
روزی بزنم دست و سر زلف تو گیرمتا کی ز غمت نالهٔ‌ شبگیر توان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth