شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۲۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با تو برابری رخ حور و ملک نکردآن کرد چهرهٔ تو که مهر ملک نکرد
۲
از شرق تا به غرب ز خوبی یگانه‌ایخورشید ملک خود به کسی مشترک نکرد
۳
بی ابروی هلال تو دل شادمان نشددانم یقین که عید کسی روزِ شک نکرد
۴
بر من شبی ز هجر تو هرگز نگشت روزتا چشم من ز گریه سما را سمک نکرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth