شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۲۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از دل گذشت غمزه‌اش، از جان گذاره کردچشمم به گریه راز نهان آشکاره کرد
۲
تیر از چه زد، چو می‌تپم از تیغ او به خاکاین صید را چه دید که بسمل دوباره کرد
۳
برداشت پرده سروِ قباپوش ما ز رویدل را چو غنچه پیرهنِ صبر پاره کرد
۴
می‌رفت و خون خلق ز فتراک او روانبسیار از این شکار که آن یکسواره کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth