خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۲۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا که نقش خیال تو در نظر باشدچو بحر و کان صدف دیده پر گهر باشد
۲
اگر به ساحل چشمم خیال تو گذردز موج بحر همان به که برحذر باشد
۳
چو خاک رهگذر افتادهام، گذری کنترا اگر چه ز امثال ما گذر باشد
۴
چو کوه پای به دامن کشیدهام، چه عجباگر ز خون دلم لعل بر کمر باشد
صفحهٔ ۱ از ۲