خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۲۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صلای عشق قدیم است و از ازل باشدهدایت ابد و ملک لم یزل باشد
۲
بیار باده چو دانستهای که مخمورمکه نور علم همان به که در عمل باشد
۳
مرا به علت و معلول نیست تصدیقیز ما تصور شاذ است و بی علل باشد
۴
مگوی قول مخالف مرا ز گوشهٔ راستکه گوش هوش رهی مایل غزل باشد
صفحهٔ ۱ از ۲