شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل شد از دست و نه جای سخن استنز توام جای تظلم زدن است
۲
دل تو را خواه قولا واحداتا تو خواهیش دو قولی سخن است
۳
آنچه در آینه بینم نه منمپرتو توست که سایه‌فکن است
۴
نظرت نیست به من زانکه مراتن نماند و نظر جان به تن است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth