شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۲۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از رشکِ خندهٔ تو دل غنچه پاره شداین رازِ سرنهفتهٔ او آشکاره شد
۲
در باغ دید شکل خرامیدن تو کبکیک نک زد از کنار چمن کناره شد
۳
از قطرهٔ عرق، خطِ سبز تو آب یافتبارید سیل و طفل گیا شیرخواره شد
۴
چون بر سمند عزم نشستی تو گوئیابر اسب باد سرو پیاده سواره شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth