خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۲۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یوسف دل ز زنخدان تو در چَه شدخضرِ جان در ظُلمات خط تو گُمره شد
۲
دی اگر سرو بُد، امروز قدت طوبیٰ گشتپار استاره بُد، امسال جمالت مَه شد
۳
دوش در گلشن روی تو صبا گُل میچیدنرگس مست تو در خواب خُمار آگه شد
۴
تا تو بنیاد نهادی به جهان خوی پلنگپیش سرپنجهٔ تو شیرِ فلک روبَه شد
صفحهٔ ۱ از ۲