شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۲۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از عشق چه گویم که مرا پیش نیامدوز غم چه نمک ماند که بر ریش نیامد
۲
یک روز دلم رفت به چین سر زلفشعمری شد و آن خستهٔ درویش نیامد
۳
تیری که توان بر هدف وصل تو انداختدر شست چه گیریم که در کیش نیامد
۴
هر کس بگرفت از لب شیرین تو کامیزان نوش مرا بهره به جز نیش نیامد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth