شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۲۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مه نو شد و آن یار سفر کرده نیامدمعشوق جگرخوارهٔ دل برده نیامد
۲
آزاد کنیم از پی کفارت او جانکان دلبر بد عهد قسم خورده نیامد
۳
آزرده شد از تیغ جدائی دل و جانمو آن مرهم جان و دل‌ آزرده نیامد
۴
بیمار شدیم و قدمی رنجه نفرمودمُردیم و زیارت به سر مُرده نیامد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth