خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۲۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نتواند که ز خط تو سوادی خواندهرکه یک حرف سپیدی ز سیاهی داند
۲
من سرگشته چو سر بر خط حُکمت دارمخامهوارم خط تو چند به سر گرداند
۳
آتشی در دلم از روی تو افروخته استآب چشمم برود آتش دل بنشاند
۴
همه دردسرم از دست خود است، ای ساقیبده آن باده که از دستِ خودم بستاند
صفحهٔ ۱ از ۲