شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر هیچ شبی وصل دلارام توان یافتبا کام جهان هم ز جهان کام توان یافت
۲
دل هیچ نیارامد چون عشق بجنبددر آتش سوزنده چه آرام توان یافت
۳
جان یاد لبش می‌کند ای کاش نکردیکان لب نه شکاری است که مادام توان یافت
۴
من سوختم آوخ ز هوس پختن او لیکبی‌آتش رز دیگ هوس خام توان یافت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth