شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عیسی‌لبیّ و مرده دلم در برابرتچون تخم پیله زنده شوم باز در برت
۲
چون شمع ریزم از مژه سیلاب آتشینزان لب که آتش است و عسل می‌دهد برت
۳
گر خود مگس شوم ننشینم بر آن عسلترسم ز نیش چشم چو زنبور کافرت
۴
یاقوت هست زادهٔ خورشید نی مگویخورشید هست زادهٔ یاقوت احمرت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth