خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۲۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سبزه از خط غبارت خاک بر سر میکندغنچه از لعلت قبا را چاک در بر میکند
۲
میزند سرو روان را پنچهها بر سر چنارتا چرا با قد تو خود را برابر میکند
۳
میروی در باغ و هر جانب برای دیدنتنرگس صاحبنظر از خاک سر بر میکند
۴
آب را عکس خیال تولطافت میدهدباد را بوی سر زلفت معطر میکند
صفحهٔ ۱ از ۲