شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۲۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ابر می‌گرید به زاری،‌ گل تبسم می‌کندلاله ساغر می‌دهد، بلبل ترنم می‌کند
۲
صوت مطرب راه اسلام خلایق می‌زندچشم ساقی غارت ایمان مردم می‌کند
۳
شادمانیم از دم عشقش که هر دم بی‌حجابمی‌درآید در دل و بر جان تقدم می‌کند
۴
این مذلت بین که من مهجور و دایم چشم منبا خیالت دست درگردن تنعم می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth