شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۳۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لعل تو چون کشف اسرار نهانی می‌کندجزع من بر روی من گوهر فشانی می‌کند
۲
با سر زلف تو شانه می‌درآرد سربه‌سربا لب لعل تو ساغر کامرانی می‌کند
۳
چشم ترکت را که صد آشفته در هر گوشه استآن توانائی ز عین ناتوانی می‌کند
۴
فضلهٔ گردی که بر‌می‌خیزد از خاک درتگر چه از جنس زمین است، آسمانی می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth