شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۳۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر چشم من پای تو را ناگاه تقبیلی کندشاید که خاک پای من بر چرخ تفضیلی کند
۲
تا گفته‌ای جان پیش من بفرست بر باد صبابر عزم رفتن جان من هر لحظه تعجیلی کند
۳
چندین علوم عقل من در عشق تو بازیچه شداین بار اگر امکان بود، پیش تو تحصیلی کند
۴
گشتم چو موئی زان میان، حقا که چون موئی شوداین بار اگر شیری کَشد، وین صبر اگر پیلی کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth