شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۳۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر دل که دید زلف تو آورد در کمنددیدیم هندوان دلاور چنین کم‌اند
۲
در دست اگر چو سرو ندارم به غیر باددارم هوای قامتش از همت بلند
۳
پیش تو دید باد که گل غنچه می‌کندزد بر دهان غنچه که بر خویشتن مخند
۴
عیسای روح‌بخش لبت را چه کم شودگر پرسشی کند ز ضعیفان مستمند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth