خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۳۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هم چو چشم بدرقیبان از تو دورم میکنندزار میگریم که دور از تو به زورم میکنند
۲
من که چون فرهاد شیر از جوی شیرین خوردهامشور عشق و تلخی می تلخ و شورم میکنند
۳
بیشتر خواهم چو مار خسته پیچیدن به عشقگر لگدکوب ملامت همچو مورم میکنند
۴
صد قیامت دارم از عشقت، چه غم دارم از آنکغصه و غم زنده هر ساعت به گورم میکنند
صفحهٔ ۱ از ۲