خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۳۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روی در مسجد و دل ساکن خمار چه سودخرقه بر دوش و میان بسته به زنار چه سود
۲
هر که در پیش بتان سجده کند در خلوتلاف ایمان زدنش بر سر بازار چه سود
۳
با عمل سابقهٔ روز ازل در کار استمن به او یارم اگر او نبود یار چه سود
۴
دل چو پاکیزه بود جامهٔ ناپاک چه باکسر چو بیمغز بود نغزی دستار چه سود
صفحهٔ ۱ از ۲