خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۳۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آه من یک روز بر گردون علم خواهد کشیدصفحهٔ دل را به درد و غم رقم خواهد کشید
۲
میکشم دردی و میدانم که از شهر وجودناگهان رختم به صحرای عدم خواهد کشید
۳
همچو نقطه گردش پرگار غم تا کی مرادر میان حلقهٔ رنج الم خواهد کشید
۴
دل غمت را میکشد، روزی شود زین غم هلاکحد دل پیداست، گو تا چند غم خواهد کشید
صفحهٔ ۱ از ۲