خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۳۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر تو داری به عاشقان اقرارهر چه جز عاشقیست هیچ انگار
۲
دل که از درد دوست خالی ماندپیش سگ افگنش که شد مردار
۳
هر که اندر شمار جانان نیستسبحه در دست او بود زنار
۴
سر اگر پیش بت سجود کندنیست نقصان چو دل بود با یار
صفحهٔ ۱ از ۳