شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۳۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر شود با من ز لطف آن مه‌رخ عیّار یارنخل امید من آرد در جهان این بار بار
۲
مرد عشقش تا نهاده پای در مصر وجودگشته صد جان عزیز از دست آن خونخوار خوار
۳
تا به بستان جمالش لاله و نسرین شکفتدارد از گلزار رویش دایماً گل خار خار
۴
باده را خون جگر از لعل نوشینش مداملاله‌ زار افکنده در دل از رخ گلنار نار
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth