شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۳۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده باغ است و لاله صورت یاردل خراب است و گنج حضرت یار
۲
طلبی می‌کنم به یاری دوستقدمی می‌زنم به قوّت یار
۳
لافِ یاری بسی زنند ولیککس ندانست حقیقت یار
۴
بود و نابود من خاک ره استعاجزم از ادای قیمت یار
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth