خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۳۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنکه در سایهٔ مهراند همه آفاقشبر قمر جفت هلال است به خوبی طاقش
۲
آنکه پیش رخ او شمع چو پروانه بسوختنیست پروای من سوختهٔ مشتاقش
۳
چهرهٔ روشن او آینهٔ صنع خداستچه تفاوت کند از آه دل عشاقش
۴
عهد با من چو سر زلف بسی بست و شکستوقت آن است که دیگر نکنم میثاقش
صفحهٔ ۱ از ۲