خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۳۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غم دنیا چه خوری تا خوردت رنج و غمشجام جم نوش و فراموش بکن ملک جمش
۲
خاک شو بر در میخانه که باب کرم استآب کرمست که خوانند کلید کرمش
۳
بندهٔ پیر مغانم که چو ما رندان راآبروئی است در آن کوی ز خاک قدمش
۴
خدمت دختر رز بِه که ردان داشتهاندکه چو تو زاهد هشیار بود صد خدمش
صفحهٔ ۱ از ۲