خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۴۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو برکشید به وقت سحر خروس خروشمی چون خون کبوتر ز حلق بلبله نوش
۲
ز بلبلان سحر گوش کن نوای هزاراگر به گوش نمیآیدت نوید سروش
۳
به نزد اهل صبوح آفتاب صبح مِی استبیار اگر قدحی هست از قنینهٔ دوش
۴
خمار درد سرم میدهد به هشیاریبیا به داروی بیهوشیم ببر از هوش
صفحهٔ ۱ از ۲