خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۴۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خانهٔ تاریک چشمم دارد از روی تو شمعز آه دل هر شب فروزم بر سرکوی تو شمع
۲
چون همه شب سجده میدارند پیشت عاشقانمن همیآرم ز دل در طاق ابرویِ تو شمع
۳
تا ز پیچ و تاب زلفت گم نگردد راه دلنور رویت مینهد در شام گیسوی تو شمع
۴
سایهٔ زلف تو کردی روی عالم را سیاهگر نه برکردی رُخت در زیر هر موی تو شمع
صفحهٔ ۱ از ۲