شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۴۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز آتش دل هر شبی تا روز بگدازم چو شمععاشق دلسوز شب بیدار جان بازم چو شمع
۲
تا چه باشد رشتهٔ جان مرا انجام کاربر سرآمد آتشی بازی در آغازم چو شمع
۳
سوختی دوشم، رضا دادم که امروزم بکشدر شب آینده گر جان می‌دهی بازم چو شمع
۴
پیش من نه یک قدم گر تیغ بر من می‌زنیتا روان در زیر پایت سر اندازم چو شمع
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth