خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۴۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو آفتابی و من ذرهٔ هوا دارمکه از هوای تو حاصل همین هوا دارم
۲
میان چشم و دل از آب دیده خون افتادکجا است نقش خیالت که ماجرا دارم
۳
ز خاک کوی تو کحلالجواهر آرد بادکه دیده بر گذر قاصد صبا دارم
۴
ز یار باز نیابم به طعنهٔ اغیارجفا کنند رقیبان که من وفا دارم
صفحهٔ ۱ از ۲