خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۴۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همه روز از آتش دل، ز جگر کباب دارمهمه شب به باغ وصلت، ز دو دیده آب دارم
۲
به جواب هر سؤالی، غم تو شفیع سازمبه سؤال هر گناهی کرمت جواب دارم
۳
چو ز گوشمال هجران، شب و روز ناله دارمدف حلقه گوش داند، که ز سر رباب دارم
۴
بفروشم این عمامه، ز برای نُقل مستانکه کتاب بر سر خم، گرو شراب دارم
صفحهٔ ۱ از ۲